تبليغاتX
همه چیز درباره خوشبختی و سعادت

خوب ! خبر را كه دیدید. خیلی شفاف اعلام شده ایران سالانه 217 میلیارد دلار از فروش نفت و گاز (معادن ، پتروشیمی ، مالیات و ... رو حساب نكردیم) پول می گیرد
217 میلیارد دلار می شود 238700 هزار میلیارد تومان یعنی روزانه حدودا 650 میلیارد تومان (دلار 1100 تومان)
یعنی با درآمد یكروز نفت و گاز كشور می توان بدون وام و منت می توان كل مسكن مهر یعنی 31000 واحد 75 متری را از ابتدا با قیمت هر متر مربع 300000 تومان ساخت و تمام كرد و به رایگان ! به مردم داد 

یعنی با در آمد پنج روز ( صبح شنبه تا پایان چهار شنبه ) می توان یارانه نقدی كل كسانی كه ثبت نام كرده اند یعنی 72 میلیون و پانصد هزار نفر را واریز كرد 
یعنی اینكه با درآمد یك روز و نیم كشور می توان ورزشگاهی ساخت كه لیاقت برگزاری المپیك لندن را داشته باشد

یعنی با در آمد یك روز می توان دو نیروگاه 450 تا 500 مگا واتی ساخت یعنی برابر بانیروگاه اتمی بوشهر كه قرار است 1100 مگا وات نیرو تولید كند 
یعنی با در آمد یك هفته مملكت می توان 104 هواپیمای ایرباس A320 نو خرید
با در آمد بیست روز كشور می توان 743150 تویوتا كرولا 2011 خرید و هرچی ماشین داغونه از سطح كشور جمع كرد وسرانه مصرف بنزین رو به 5-6 لیتر در 100 كیلومتر رسوند 

با حدود یكماه درآمد نفت و گاز نصف مشكلات سی ساله مملكت رو حل كردیم ببین با 12 ماه چه كارهایی میشه كرد

جدا این پول ها كجاست؟

+ نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1390ساعت 3  توسط حمیدرضا  | 


 
هنوز شاه سقوط نكرده بود كه خانه‌های "زال ممد" در خيابان جمشيد تهران سقوط كرد. در همان اولين روزهای سقوط نظام شاهنشاهی، شهرنو را با حكم آيت‌الله خلخالی و با بلدوزر ويران كردند. مالك اوليه زمين بسياری از آن ۱۰۰ تا ۱۵۰ خانه كوچك و پر اتاقی كه مثل لانه زنبور ديوار به ديوار هم ساخته شده بود "زال محمد" بود. از قمار بازها و پاانداز‌های قديمی‌و مشهور زمان پهلوی اول در تهران. او نخستين كسی بود كه در اين محله چند خانه برای زنان تن فروش ساخت تا هم در  آن زندگی كنند و هم كسب و كار! بعد از كودتای ۲۸ مرداد اين خانه‌ها زياد شدند و دو خيابان هم در آن كشيده شد. در يك خيابان خانه‌های شخصی زنان تن فروش بود و در خيابان ديگر خانه‌های محل كسب و كارشان. اولی را نجيب‌خانه جمشيد می‌گفتند و دومی‌ را شهرنو. فرزندان خردسال زنانی كه در خانه‌های جمشيد «نجيب خانه» سكونت داشتند به خيابان دوم راه نداشتند، پليس بچه‌های كم سن و سال را اگر در شهرنو می‌ديد جمع می‌كرد. آنها مثل كرم در خيابان دوم درهم می‌لوليدند. اغلب وقتی به سن ۱۵-۱۴ سالگی می‌رسيدند به جمع خيابان اول می‌پيوستند. دختران در اختيار مردان گذاشته می‌شدند و پسران خود نان آلوده به انواع بزهكاری را در می‌آوردند. خرج برخی از خانه‌های جمشيد را اغلب يكی از اوباش پولدار می‌پرداخت و خانه‌های خيابان اول سرقفلی داشت زيرا محل كسب نان از راه برده داری جنسی بود.
 
 
 cid:1.315819066@web160515.mail.bf1.yahoo.comcid:2.315819066@web160515.mail.bf1.yahoo.comcid:3.315819066@web160515.mail.bf1.yahoo.com
 
 
بندرت پدر بچه هائی كه در خيابان دوم ولو بودند معلوم بود. پسرها از همان ۱۲-۱۰ سالگی جيب بری و قاچاق مواد مخدر را شروع می‌كردند و يا نوچه يكی از چاقوكش‌ها و دزدها و اوباش می‌شدند و تن به رابطه جنسی نیز می‌دادند. بيشتر زندانيان كم سن و سال دوران شاه در زندان‌های ايران را همين عده تشكيل می‌دادند. جمشيد مركز توزيع مواد مخدر بود. هر روز صبح زود، كنار يكی از خانه‌های در بسته نجيب خانه عده‌ای از اين پسران جوان به زحمت روی زمين نشسته و برای بيداری و بر سرپا ايستادن هروئين زير بينی يكديگر می‌گرفتند. شب‌هائی كه تأمين كننده خرج زن و يا زنانی كه بصورت همسايه در اين نجيب خانه زندگی می‌كردند به خانه می‌آمدند تا يك شب را با يكی از اين زنان بگذرانند، اين پسر بچه‌ها را از خانه بيرون می‌كردند و آنها در كوچه شب را صبح می‌كردند و اين ملاقات‌های شبانه در طول تمام شب‌های هفته ادامه داشت. در همين خانه‌ها، دختران ۱۴-۱۲ ساله اين زنان مورد اولين تجاوزهای جنسی قرار می‌گرفتند و سپس در سال‌های بعد خود به زنی سابقه دار و آشنا با اين حرفه تبديل می‌شدند.
 بعضی از زنانی كه در جريان كودتای ۲۸ مرداد به اوباش تهران كمك كرده بودند و همراه آنها با شعار زنده باد شاه و مرگ بر توده‌ای، مرگ بر مصدق از جنوب تهران خود را به مركز شهر و اطراف خانه مصدق در خيابان پاستور رساندند، بعدها صاحب چند صد متر زمين در همين محله شدند كه همه آنها نيز به خانه‌های محل كسب و كار و نجيب خانه اختصاص يافت! در این جمع پری بلنده، مهين بچه‌باز، عصمت بابلی و ... خوش بخت‌ترين آنها كه در كودتای ۲۸ مرداد پشت سر اوباشی مانند هفت كچلان، حسن انجيری، امير موبور، مصطفی زاغی، شعبان بی‌مخ، رضا جگركی و … در نقش توده مردم راه افتادند "ملكه اعتضادی" بود. زنی فوق‌العاده زيبا و معشوقه افسران اسم و رسم دار ارتش شاه، از جمله سروان خسروانی، كه بعدها در ارتش شاه ژنرال شد و رئيس سازمان تربيت بدني (ورزش) ايران!
cid:4.315819066@web160515.mail.bf1.yahoo.com

ملكه اعتضادی  با برخی از اعضای دربار شاه هم رابطه داشت. بعد از كودتای ۲۸ مرداد با استفاده از رابطه‌هائی كه داشت و خدماتی كه در كودتای ۲۸ مرداد كرده بود از سهامداران بانك ايران و ژاپن شد و پيش از انقلاب از ايران گريخت. گويا در اسرائيل مقيم شد و اخيراً مرد.. او در سال‌های بعد از كودتا به يكی از نزديكان اشرف پهلوی تبديل شده و شايعات زيادی در باره نقش او در شبكه قاچاق مواد مخدر در زمان شاه وجود داشت و اينكه با اشرف پهلوی در اين كار شريك بود. عكسی از او وجود دارد كه روز كودتا روی يكی از تانك‌های كودتاچی‌ها ايستاده و به سود شاه شعار می‌دهد!
 پروين غفاری را موطلائی شهر لقب داده بودند. يكی از پرخواننده‌ترين پاورقی‌های مطبوعات دهه ۳۰ و ۴۰ در ايران پاورقی بود با همين نام "موطلائی ‌شهرما" كه حسينقلی مستعان آن را برای تهران مصور می‌نوشت. نويسنده‌ای كه با علی دشتی و حجازی بر سر شناخت روح و روان زنان رقابت داشت و هر سه می‌خواستند بالزاك ايران شوند!
 
 
 پروين غفاری بعد از كودتا يكی از مشهورترين زنان ايران شد. رفيق شخصی مصطفی طوسی از چوبدارها و قصاب‌های معروف تهران پيش از "هژبر يزدانی" بود. بعدها "هژبر يزدانی" جای او را در قصاب‌خانه‌ تهران گرفت!
 
cid:5.315819066@web160515.mail.bf1.yahoo.com
 
 پروين غفاری مدتی هم معشوقه اردشير زاهدی وزير خارجه شاه بود. اين دوران كوتاه بود. پس از مدتی موطلائی تهران تبديل به دامی‌ برای يافتن دختران زيبا برای اعضای دربار و شخص شاه شد. پيش از رسيدن به ۴۰ سالگی، در چند فيلم فارسی هم بازی كرد، كه نقش دست سوم را داشت و بيشتر بدليل زيبائی‌اش از او در چند فيلم استفاده كردند. او را «پری غفاری» صدا می‌كردند، كه مخفف پروين است.
 
 
بعد از آنكه خانه‌های جمشيد را در دو خيابان شهرنو و نجيب‌خانه تهران ويران كردند، زنانی كه در آنها زندگی می‌كردند را ابتدا بردند در خانه ثابت پاسال در انتهای خيابان جُردن. ثابت پاسال نيز از سرمايه داران بزرگ زمان شاه بود كه دستی قوی در واردات داشت و بازاری‌ها و تجار سنتی ايران كه نانشان در زمان شاه آجر شده بود تشنه به خونش بودند. البته عده ای از زنان را نیز در خانه های شهر نو آتش زده و زنده زنده سوزاندند. تصویر زیر یکی از این زنان نگونبخت را روی دست مردم نشان می دهد.
 
cid:6.315819066@web160515.mail.bf1.yahoo.com
 
 
خانه ثابت پاسال قصری بود با ديوارهای سنگی، نرسيده به خيابان فرشته، در كوچه‌ای با شماره ۱۴ در انتهای خيابان جُردن و گاندی.
 
 
در اين خانه بر سر اين زنان آب تربت ريختند و چادر مشگی سرشان كردند. حجت‌الاسلام كم سن و سالی بنام هادی غفاری سرپرستی ارشاد مذهبی ‌آنها را برعهده گرفت. بعد از چند ماه، از ميان اين زنان عده‌ای را كه سن و سالشان زيادتر بود دستچين كردند و بعنوان زنان مدافع اسلام و مخالف مجاهدين و كمونيست‌ها فرستادند مقابل دانشگاه تهران و در هر متينگ و سخنرانی كه در تهران برپا می‌شد. سرپرستی آنها را زنی بنام "زهراخانم" برعهده‌ داشت كه چادر به كمر می‌بست و به دختران و زنانی كه بحث سياسی می‌كردند حمله می‌كرد و حتی بعدها اطرافيان و همكارانش با چاقو به دخترها حمله می‌كردند. فيلسوف فاحشه‌ها بود، چون می‌توانست چند كلمه‌ای در باره قرآن و بدی كومونيسم حرف بزند. از جمله اينكه در كومونيسم زنان اشتراكی‌اند!
> از ميان همين زنان، عده‌ای كه جوان‌تر بودند برای نگهبانی ‌زندان‌ها انتخاب شدند و تعليم ديدند و از جمع آنها، قوی ترينشان به شكنجه‌گران زندان زنان تبديل شدند. به آنها گفته شده بود اگر شلاق بزنيد و كمونيست‌ها را شكنجه كنيد، گناهانتان پاك شده و به بهشت خواهيد رفت!
 
 
آنها كه طرح جمع آوری كودكان خيابانی و انتقال آنها به پادگان‌های ويژه مقاومت شهری را اجرا می‌كنند تا پس از اندكی آموزش مذهبی‌ به گاردهای محافظ ولايت در خيابان‌ها تبديل شوند، اين تجربه را پشت سر دارند؛ گرچه مانند "احمدی نژاد" شهردار حزب اللهی تهران نقش آفرين خانه ثابت پاسال نبوده باشند. نقش آفرينان آن دوران امثال حجت الاسلام غفاری بودند كه حالا صاحب كارخانه جوراب زنانه "استارلايت" است. نقش هژبر يزدانی‌ها را هم مؤتلفه اسلامی‌ برعهده گرفته است و بجای اداره و سلطه بر قصابخانه تهران، يك كشور را به قصابخانه تبديل كرده است. خيابان جمشيد حالا شده سايت اينترنتی "صيغه" و در حاشيه همه خيابان‌های تهران، اتومبيل‌ها خيابان جمشيد را جستجو می‌كنند. شايد "فاطمه قائم مقامی" هم برای دورانی نقش ملكه اعتضادی را در جمهوری اسلامی‌ داشت. همان خانمی‌كه معشوقه علی فلاحيان بود و بدستور او توسط يكی از ايادی فلاحيان بنام "سنجری" در اتومبيلش با اسلحه كمری مجهز به صدا خفه كن ترور شد تا رابطه‌ها كور شود. (روزنامه‌های دوم خردادی را يكبار ديگر بايد از ابتدا خواند! تا كينه فلاحيان و ياران سعيد امامی‌ از امثال عمادالدين باقی و گنجی و حجاريان و ... را دوباره پيدا كرد.)
 
 
خيابان جمشيد را خلخالی با ساده لوحی آلوده به قساوت بجای قضاوت ويران كرد تا فساد و فحشاء در ايران ريشه كن شود. يا ندانسته پيشانی خاك را بوسيد و يا سرانجام فهميد فساد و فحشاء و اختلاس و هر سقوط اخلاقی ديگری در جامعه از دل حاكميت و نابرابری در آن جامعه بيرون می‌آيد. "ماهی از سر گنده گردد، نی زدم" فساد و تباهی اخلاقی امروز جامعه ايران بازتاب همين فساد در حاكميت است، جامعه آينه حاكميت است. اين فساد و فحشاء و سقوط اخلاقی بارها و بارها فراتر از دوران پيش از انقلاب است.
 
 
بدين ترتيب آن بازی تكراری كه اين روزها برای مبارزه با مفاسد در خيابان‌ها راه انداخته اند و به بهانه بدحجابی ‌به خانه سينما و يا فلان كنسرت حمله می‌كنند، نه برای مقابله با فساد كه اتفاقاً برای مقابله با اعتراض به اين فساد و تباهی است. اگر غير از اين بود، مقابله و مبارزه بايد ابتدا در حاكميت شروع می‌شد. شروع نيز خواهد شد، همانگونه كه شاه وحشت زده از بيم سقوط دست به آن زد و هويدا و نصيری (نخست وزير و رئيس ساواك) خود را زندانی كرد و در تلويزيون خطاب به مردم گفت: صدای انقلاب شما را شنيدم! اما تمام شواهد نشان می‌دهد كه اين شروع در جمهوری اسلامی‌ نيز با همان تأخير و نتيجه‌ای همراه خواهد بود كه در آخرين سال حكومت شاه همراه بود. چرا؟ به اين دليل ساده: چاقو دسته خود را نمی‌بُرد!
 

+ نوشته شده در  جمعه 21 مرداد1390ساعت 3  توسط حمیدرضا  | 

 

شاید در دنیای “ترها” و “ترین ها” جذاب ترین چهره “ثروتمندترین مرد جهان بوده است.”بیل گیتس” یکی از افرادی است که از او به عنوان ثروتمندترین مرد جهان یاد می شود.گیتس به‌عنوان مدیر عامل و مدیر معماری نرم افزار در شرکت مایکروسافت فعالیت کرده‌است و دارای بیشترین سهام (معادل ۸٪) می باشد. در خصوص ثروت گیتس آمارهای جالبی نیز ارائه شده است مثلاً گفته شده اگرهمه‌ی ثروت بیل گیتس را تبدیل به یک دلاری کنیم، می‌شود جاده‌ای از ماه تا زمین با آن کشید که ۱۴ بار رفته و برگردد! ولی ساخت این جاده، ۱۴۰۰ سال طول خواهد کشید و ۷۱۳ بوئینگ ۷۴۷ باید برای جابجایی این پول‌ها پرواز کنند.بر اساس مجله فوربس بیل گیتس در سال ۲۰۰۸ میلادی، سومین مرد ثروتمند جهان پس از وارن بافت سرمایه‌دار آمریکایی و کارلوس اسلیم بازرگان مکزیکی است. وی تا پیش از این بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ میلادی ثروتمند‌ترین مرد جهان بود و دارایی‌های او معادل ۶۵ میلیارد دلار برآورد شده بود. در مجموع، ثروت خانواده گیتس بعد از خانواده والتون وارثان وال مارت و بنیانگذارش سم والتون در رتبه دوم قرار دارد. در ژانویه ۲۰۰۷ مجله فورچون اعلام کرد که ثروت کارلوس اسلیم، میلیاردر مکزیکی، از ثروت بیل گیتس پیشی گرفته‌ بوده است.
و اما ثروتمندترین…… 
وارن ادوارد بافِت (به انگلیسی: Warren Buffett)٬ غالبأ با لقب باهوش اوماها یا دانشمند اوماها نامیده می‌شود. او یک آمریکایی سرمایه گذار، تاجر و یک انسان خیرخواه و بشردوست می‌باشد. مدیر عامل و بیشترین سهام‌دار شرکت برکشایر هاتاوی می‌باشد. دارایی خالص او در حال حاضر ۵۲ میلیارد دلار برآورد شده ‌است و در رتبه‌بندی فوربس در سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی، به عنوان ثروتمندترین مرد جهان شناخته شده ‌است.
و اما جاسبی…… 
شاید تیتر مطلب با نوشته هایی که تا اینجا خواندید، هیچ گونه تطابقی نداشت!!. ولی هفته نامه “یالثارات الحسین” ارگان انصار حزب الله به صورت خواسته و یا ناخواسته ارتباطی بین مطالب فوق و آقای جاسبی برقرار نمود. این هفته نامه در تیتر شماره ۴۹۶ خود با تیتر “۱۲۵۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان دارایی جاسبی از دانشگاه آزاد” انقلابی در تمام آمارهای فوق بوجود آورد که قطعاً از دید مجله فوربس پنهان نخواهد ماند(عکس صفحه اول این روزنامه را از اینجا مشاهده کنید)
با احتساب هر دلار۱۰۰۰ تومان در می یابیم طبق محاسبات این هفته نامه، دارایی آقای جاسبی برابر با ۱۲۵ میلیارد دلار است که این رقم ۲٫۴ برابر ثروت ثروتمندترین مرد جهان در سال ۲۰۰۸ یعنی وارن ادوارد بافِت می باشد!!
شاید اگر این آمار را با دیگر امارهای دیگر مقایسه کنید به بزرگی این رقم بیشتر پی خواهید برد.
-به عنوان مثال اگر عبدالله جاسبی را به صورت یک کشور تصور کنیم، پنجاه و پنجمین کشور ثروتمند جهان می‌شود!!!!(رجوع به آمار بانک جهانی)-(بر اساس آمار هفته نامه یالثارات)
-درآمد ایران از محل فروش نفت سالیانه ۵۰ الی ۷۰ میلیارد دلاراست(به دلیل نوسانات قیمت) اگر این مبلغ را حدوداً ۶۲٫۵ میلیارد دلار در سال در نظر بگیریم، دارایی های عبدالله جاسبی به اندازه درآمد دو سال کشور ایران از محل فروش نفت است!!!(بر اساس آمار هفته نامه یالثارات)
-کشور قطر را ثروتمندترین کشور جهان اسلامی می نامند. این کشور که در حال حاضر از زیرساخت های اقتصادی مناسبی بهره مند است با برنامه ریزی های مختلف قصد دارد تا انتهای سال ۲۰۱۱ میلادی ارزش تولید ناخالص داخلی خود را به ۹۷‌میلیارد دلار آمریکا برساند!(یعنی ۲۸ میلیارد دلار کمتر از دارایی عبدالله جاسبی!!!)-(باز بر اساس آمار هفته نامه یالثارات)
عبدالله جاسبی کیست؟
جاسبی از چهره‌های منحصر به ‌فرد سیاسی در ایران است؛ در میانه زمین سیاست ایستاده و پیوندش با اصولگرایان از جانشینی دبیر کل حزب جمهوری اسلا‌می تا حزب موتلفه از یکسو و علمداری تشکیلا‌ت چکاد آزاداندیشان و ارتباط تنگاتنگش با هاشمی رفسنجانی از دیگر سو جاسبی را متفاوت‌تر کرده است. ولی تحولات چند سال اخیر معادلات زیادی را بر هم زد. به نظر نگارنده انسان دائماً در تکاپوی رقابت بوده و هرچه قدر مشترکات یک جمع زید باشد، نقاطی برای اختلاف فکری و نهایتاً رقابت برای رسیدن به برتری بوجود می آید. در فضای سیاسی ایران پس از انتخابات مجلس هفتم و حذف اصلاح طلبان از این انتخابات و ادامه این روند در مجلس هشتم، این رقابت به احزاب اصولگرا کشیده شدو به نوعی درون گروهی شد تا جایی که صفحات و تیتر هفته نامه یالثارات الحسین که به نظر نمی رسد مدیران آن در برابر هیچ مرجع قانونی پاسخگو باشند! به جای فحاشی به اصلاح طلبان، به تخریب چهره های و جریان های اصولگرا می پردازد. البته حمله به جاسبی و دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک پروژه از آغاز به کار دولت نهم مطرح بوده است ولی تخریب های یالثارات فقط به مجموعه دانشگاه آزاد منحصر نمی شود و این هفته نامه در شماره های اخیر خود ثابت کرد به قدری به احمدی نژاد وفادار است که در این راه حتی از تخریب “محمد باقر قالیباف”، فر
مانده ۲۲ ساله لشکر نصر خراسان در سال های نه چندان دور که از شروع تا پایان جنگ در جبهه های خوزستان با متجاوزان به خاک ایران جنگید، ابایی ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 15  توسط حمیدرضا  | 

 

PLAN while others are playing

( برنامه ريزی کن وقتی که ديگران مشغول بازی کردنند )

 

STUDY while others are sleeping

مطالعه کن وقتی که ديگران در خوابند )

 

DECIDE while others are delaying

تصميم بگير وقتی که ديگران مرددند )

 

PREPARE while others are daydreaming

خود را آماده کن وقتی که ديگران درخيال پردازيند )

 

BEGIN while others are procrastinating

شروع کن وقتی که ديگران در حال تعللند )

 

WORK while others are wishing

کار کن وقتی که ديگران در حال دعا کردنند )

 

SAVE while others are wasting

صرفه جويی کن وقتی که ديگران در حال تلف کردنند )

 

LISTEN while others are talking

گوش کن وقتی که ديگران در حال صحبت کردنند )

 

SMILE while others are frowning

لبخند بزن وقتی که ديگران خشمگينند )

 

PERSIST while others are quitting

پافشاری کن وقتی که ديگران در حال رها کردنند )

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 3  توسط حمیدرضا  | 
 
گویند     مرا  چو   زاد     مادر                      پستان به دهان گرفتن  آموخت
شب ها   بر ِ  گاهواری      من                      بیدار نشست  و  خفتن  آموخت
دستم  بگرفت  و پا  به  پا  برد                       تا شیوه ی  راه  رفتن  آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم                       الفاظ  نهاد    و  گفتن   آموخت
لبخند    نهاد     بر    لب    من                       بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی  اوست                     تا هستم وهست  دارمش دوست
                                                                                                                                           ( ایرج میرزا)
ایرج میرزای قرن 21
گوینــــــــد مرا چـــو زاد   مـادر                       روی کاناپه،   لمــــیدن آموخت   
شب ها بر ِ مـــاهــواره تا صبــح                       بنشست و کلیـپ  دیدن  آموخت
برچهـــره، سبوس و ماست مالید                        تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش                       تا رســم کمان کشـیدن  آموخت
هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح                         آیین ِ چروک چیـــــدن  آموخت
دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار                      همـــــواره طلا خریدن  آموخت
با دایــــــی و عمّه های جعــــلی                        پز دادن  و قُمپُــــــزیدن آموخت
با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند                        از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
آســــــوده نشست و با اس ام اس                        جک های خفن، چتیدن آموخت
چون سوخت غذای ما شب وروز                       از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم                          گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
بابــــــام    چــــو آمد از سر کـــار                      بیماری و قد خمیـــــدن  آموخت
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 3  توسط حمیدرضا  |